پهره..وبلاگ فرهنگی هنری وادبی بلوچستان

,, روزنامه پهره,, پهره روتاک,,

پهره..وبلاگ فرهنگی هنری وادبی بلوچستان

,, روزنامه پهره,, پهره روتاک,,

کاپیتالیسم یا سوسیالیسم ؟ (۲)

کاپیتالیسم یا سوسیالیسم ؟ (۲)

اسفندیار طبری


iran-emrooz.net | Mon, 28.11.2011, 10:27


این که بازار سیر باشد، به مفهوم این است که مردم به اندازه کافی‌ کالا دارند و دیگر احتیاجی به خرید نیست. این پدیده در اصل خوب و مثبت، اما برای کاپیتالیسم واقعا موجود مرگ آفرین است. شومپتر در اثر خود در باره دمکراسی و کاپیتالیسم پیشبینی کرد، که کاپیتالیسم نه به آن دلایلی که مارکس به آن اشاره کرد، توسط یک انقلاب از میان میرود، بلکه موفقیت روز افزون در تولید کالا و در نتیجه آن انهدام و پیدایش مداوم ساختارهای تازه مصرفی او را به بحران میکشاند.

تمامی تصمیم گیریهای سیاسی که در طول سالهای گذشته از سوی دولتها صورت گرفته، در این جهت بوده که بر رشد اقتصادی بیافزایند. رشد اقتصادی نهایتن به این مفهوم است که یک کشور تا چه اندازه تولید می‌کند یا به عبارت دیگر تا چه اندازه کالاها به فروش می‌روند. تولید ناخالص یک کشور به مفهوم تمامی کالاهایی است که در یک کشور تولید می‌شوند و میزانی‌ است برای مشخص کردن رشد اقتصادی یک کشور.
ادامه مطلب ...

گپی در باره عبدالواحد برهانی داستان نویس بلوچ

گپی در باره عبدالواحد برهانی داستان نویس بلوچ

به قلم: رازگو بلوچ

چریک پیر ادبی ایرانشهر با قلمی رادیکال و کهنه نویس، این نامی است که می توانم به اقای برهانی بدهم. تنها بلوچ فارسی نویس میان سالی است که می شناسم. به نظر من بعد از اینهمه سال نوشتن حقش را نگرفته، این برنده شدن اخیرش در مسابقه ادبی بومی نوشته ها (کنام) اگر چه برای استان ما بسیار چشمگیر است ولی من می گویم در برابر مزد زحمت یک عمر هیچ است. البته تقصیر خودش است، واژه های ناب را چون زرگری کهنه کار می شناسد. قوی است، ماهر است در این کار. ولی همین مهارت به گمانم کار دستش می دهد. به اضافه تعصبی شدید که به زبان بلوچی دارد. خیلی در این مورد بحث کرده ایم. شاید 50 ساعت بحث تلفنی. اصرار دارد در استقاده از لغات کهنه و به نگاه من فرسوده، و می خواهد با تعصب تمام چند لغات بلوچی را خشک خشک بچپاند در دل در هر متن مربوط و نامربوط فارسی. می گوید رسالت من این است که بلوچی به جایگاهی که دارد برسانم. ثبت و ضبطش بکنم به هر بهانه ای که باشد. می گویم خواننده می گریزد. دیده نمی شوی. می گوید بگریزد، من به امروز نیم اندیشم. به فردایی می اندیشم سر به بالین می گذارم و می گویم بخش از فرهنگ و لغات بلوچی را به بهانه داستان نویسی ثبت و ضبط کرده ام. اگر نکنم آن لحظه با رنج می میرم.

ادامه مطلب ...