اصلاح تفکرات مردسالار
حال و هوای این شب و روزهای دنیای مجازی برای بلوچ و بلوچستان رنگ و بویی جدید به خود گرفته و بررسی نظرات و دیدگاه ها ی دوستان نوید خوبی دارد.به این دلیل که بحث ها حاکی از استقلال فکری و نظری،جسارت و بلوغ نسل جدید می باشد،و همه این ها را زمینه ساز رشد اندیشه های تئوریک که پتانسیل اجرایی شدن دارند می دانم.گمان می کنم بشود با جمع بندی مناسب تا به اینجا برای مباحث مطرح شده به برداشت و دید مناسب تری دست یابیم.و برای آغاز بعد از مباحث مفصلی که دوستان در وبلاگهای مختلف پیرامون وضعیت زنان و دختران بلوچ نوشتند و خواندند،پیشنهاد ارائه راهکارهای مناسب و متناسب با شرایط کنونی که قابلیت اجرایی داشته باشند را دارم.
قبل از آن به صورت گذرا فضای جامعه مردسالار خود را مرور می کنم؛
در اینکه جامعه بلوچستان را جامعه ای مردسالار با تفکرات جنسیتی بنامیم ایرادی وارد نیست، بگونه ای که این روابط و ساختارها مردان را در همه جنبه های زندگی بر زنان حاکم کرده است،شرایط فضای کار و تبعیضات موقعیتی،شغلی و دستمزد بر کسی پوشیده نیست و از سویی دیگر زنان همه کار بدون دستمزد را در خانه انجام می دهند و شاغل محسوب نمی شوند! طبق آمار زنان نیمی از جمعیت جهان را تشکیل میدهند اما فقط یک دهم درآمد کلی دنیا را کسب می کنند.
این تفکرات در زبان نیز رسوخ کرده حتی پسران کوچک از اینکه دختر خطاب شوند احساس توهین شدن می کنند.بسیاری از الفاظ رکیک که جنبه تحقیرآمیز برای مخاطب خود دارند از واژگان مرکب که به اندام زنان برمی گردد و حاوی معانی جنسی بوده هستند و بسیاری از ضرب المثل ها که با اشاره به جنسیت و زنان مفاهیم تحقیر آمیزی در خود دارند.
بسیاری از فضاهای عمومی بعنوان مذکر شناخته می شوند و در اذهان عمومی نامناسب برای جنس مونث قلمداد می شوند.و این تفکر غلط و کلیشه ای که جای زن در خانه است و جداسازی اجتماعی که زنان را مناسب محیط های خصوصی و مردان را مناسب حوزه عمومی می داند یکی از فاکتور های اصلی نابرابری جنسیتی می باشد.
اما راهکار برای برون رفت از این فضای مردسالار چیست؟
در خیلی از وبلاگ های آقایان شاهد حمایت از برابری جنسیتی بودیم که منطقی می نماید زیرا این نابرابری ها تنها محدود به مردان نیست و زنان هم در ماندگاری آن نقش دارند بنابراین برای خلق دنیایی مملو از برابری اقدامات از سوی هر دو جنس نیاز است.
رسیدن به برابری نیازمند دگرگونی ساختار ها و نظام ها یی است که ریشه نابرابری ها هستند. همچنین مستلزم دگرگونی رویکردها،رفتارها و نظامهای ارزشی افراد است.
این تغییرات باید از سطح فردی آغاز شود و سطح اجتماعی و محیط بزرگتر جامعه را پوشش دهد. اگر بخواهیم کمی ریزتر و دقیق تر به عوامل مورد هدف برای تغییر در جامعه خود بپردازیم باید به این موارد اشاره کنیم:
ـ زنان حق رسمی نسبت به خانه و ملک زناشویی ندارند.
ـ زنان بعد از ازدواج به خانه شوهر رفته و نظام های حمایتی خانواده ای که در آن به دنیا آمده بودند را از دست می دهند.
ـ پدر یا سرپرست خانواده همچنان قیم قانونی زنان و کودکان می باشد.
ـ خشونت خانگی به عنوان مسئله خصوصی تلقی می گردد.
ـ حق تنبیه برای مرد به رسمیت شناخته شده است.
ـ ازدواج به عنوان یک پیوند مقدس دینی قلمداد می شود نه یک قرارداد اجتماعی.
ـ مردان را جامعه آماده خشونت کرده در حالیکه به زنان تعلیم داده تا پذیرای خشونت باشند.
ـ زنانی که منزل را ترک کرده اند سرپناهی ندارند.
ـ زنان برای کسب درآمد و روزی خود آموزش و مهارت کافی ندارند.
ـ فرصت های شغلی موجود برای زنان بسیار محدود ناامن و با دستمزد پایین می باشد.
تمام مسائل مطرح شده حقوق و کرامت زنان را زیر سوال می برد پس ضروری است که به چالش کشیده شوند.
چند توصیه برای اصلاح وضعیت فعلی:
ـ تشخیص اینکه پیامد های این نابرابری و ادامه این وضعیت نه فقط برای مردان بلکه برای جامعه مضر است.
ـ آگاهی از دلایل رفتار متفاوت مردان،نیازها و مسائل متفاوت آنان.
ـ رفتاری که منجر به نابرابری جنسیتی می شوند را بشناسیم و درک کنیم و به سمت برابری بیشتر بکوشیم.
ـ ریشه کنی تعصب و تبعیض از رویکرد های خودمان و متعهد شدن به برابری جنسیتی زن و مرد.
اتخاذ مواضع صریح علیه بی عدالتی و تبعیض در زندگی خصوصی و تعاملات اجتماعی.